تبليغاتX
اس ام اس و جك

اس ام اس و جك

لطيفه

اس ام اس رشتی

رشتیه 4 روز بعد از عروسی به دوستش میگه : او عجب زنی گرفتم . روز اول رفتم خانه دیدم دیدم با یه مرد خوابیده گفتم کیه ؟ گفت شوهرمه فهمیدم صداقت داره. فرداش دیدم مردها دو تا شدن گفتم اینا کین؟ سرشو انداخت پایین فهمیدم نجابت داره . فرداش رفتم دیدم مردها در خونه صف بستن رفتم جلو گفت برو ته صف . فهمیدم عدالت داره. فرداش رفتم خانه مادرش دیدم اونجام صفه فهمیدم اصالت داره!

 

یه رو به یه رشتی sms میدن که زنت پیشه ماست...رشتیه میگه :گوه تو دهنه هر کس که sms تکراری بفرسته!

 

به رشتیه میگن: شما تا حالا تو صف كسی رو هول دادین؟ میگه: نه، ولی یه بار هول شدم تو صف دادم!!!

 

از زن رشتيه ميپرسن:شما موقع عشق بازي با شوهرتون صحبت مي كنين؟ميگه: اگه زنگ بزنه ، خب آره!!!!!!

 

رشتيه کتاب مينويسه صفحه اولش مينويسه: تقديم به پدرم که بهترين دوست بابام بود.

 

يه رشتي به دوستش مي گه:جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم _

 

از یه رشتیه میپرسن: شما با چه سهمیه‌ای وارد دانشگاه شدی؟ میگه: بنده افتخار میكنم گه فرزند سه تا شهیدم!!!

 

يه رشتي كاميون ميخره پشتش مينويسه رسواي عالم مادر

 

به رشتيه ميگن بچه داري؟ ميگه:والله من نه، ولي خانم داره.........

 

رشتي از زنش ميپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابيدي؟ زنش ميگه:يكي بغل تو،يكي بغل بابام، يكي بغل مامانم بغل بقيه تا صبح بيدار بودم

 

دختر رشتیه یه دوست پسر داشته هر شب میومده خونشون ترتیب دختر رو میداده. خونه دختره این جور بوده كه از دم پنجره اول دختره میخوابیده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتیه. پسره هم هر شب از پنجره میومده همون اول ترتیب دختره رو میداده و میرفته. یه شب رشتیه با زنش دعواش میشه، زنه قهر می كنه میاد كنار پنجره میخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره میاد تو، همون اول میپره رو زنه و شروع میكنه به کار خیر، یه دفعه میبینه، اِه! این كه دختره نیست! در میاره و میپره رو دختره. رشتیه پامیشه به پسرش میگه: بابا جان بدو در ریم، یه یارو اومده از اون جلو همینجور داره ترتیب همه رو میاد جلو!!!

 

رشتیه بچش زشت در میاد میره تو محل دعوا

 

زن رشتیه شب عروسی می‌پرسه: بلدی چی کار کنی كه؟ رشتيه میگه: آره منتظرم یکی بیاد برم زیر تــــخت

 

رشتيه به زنش ميگه عزيزم خوشحالم كه مادر شدي . زنش ميگه انشاا... يه روزيم تو پدر ميشي

 

توی رشت زلزله میاد رشتیه دوازده روز می گرده تا زنشو پیدا کنه !....آخه نمی دونسته زیر کدوم آوار باید دنبالش بگرده!!!!!

 

رشتیه صبح از خواب پا می شه میبینه چهار تا آجر زیرش گذاشتن زنشو بردن !!!

 

رشتیه بچه دار نمی شد محلشون رو عوض می کنه!

 

یه بار یه رشتیه شب دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح که بیدار میشه میبینه بچه هاش نیستن!

 

از رشتیه ميپرسن: چه روزايي با زنت ...؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج‌شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!

 

 

 

رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا

 

بچه رشتیه به باباش میگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتی رو صفحه کامپیوتر ؟ باباش میگه هیسسسسسسسس... صداشو در نیار از اینترنت دانلودش کردم

 

زن یه رشتیه دیر میادخونه رشتیه غیرتی میشه میگه تا حالا كجا بودی؟میگه یه مرده تو خیابون بهم تجاوز كرد رشتیه میگه: ده دقیقه تجاوز بقیشو كجا بودی؟

رشتیه میره عسلویه كار كنه، زنش ماهی 2 میلیون براش می‌فرسته!

 

میدونید چرا کفش فروشی زنانه توی رشت کم هست؟آخه زناشون سال به دوازده ماه لنگاشون بالاس و زیاد از کفشاشون استفاده نمیکنن!

 

رشتیه به دوستش میگه: زن گرفتم.دوستش میگه: چه جوریه؟ میگه: ناز، توپل، چشم آبی، سفید، موهاش بولند، اصلا بیخیال خودت می آیی میـ..نی می بینی!!!!

 

يه زن و شوهر رشتي بچه دار نمي شدن . درب خونه شون روي پارچه مي نويسند . هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستيم ؟ .....

 

رشتیه به زنش مشكوك بوده، یك بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یك سطل ماست میگذاره و یك گوشكوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یك نفر رو تخت خوابیدن گوشت كوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده

 

رشتیه بچه اش تازه زبون باز کرده بوده بهش میگه : عزیزم بگو بابا بگو بابا!! بچه میگه: اصغر آقا!!

 

آخرين خبر در رشت:فرزندان تك پدر از خدمت معاف شدند ...

 

رشتیه داشته واسه رفیقش تعریف میكرده كه: آره دیروز رفتم خونه دیدم یه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر دیدم یه لباس مردونه هم افتاده رو زمین، بیشتر شك كردم. رفیقش می پرسه: خوب بعد چی شد؟ میگه:هیچی ‌رفتم جلوتر، دیدم یكی از لباسای خانم هم افتاده رو زمین، بدجوری شك كردم. رفیقش میگه: خوب؟! میگه: رفتم در اتاق خواب رو باز كردم... رفیقش میگه: خوب؟!‌ رشتیه میگه: هیچی شكم برطرف شد!!!

 

رشتيا به روز پدر ميگن يوم الشک!!!

 

رشتیه عروسی می‌كنه، شب اول با خانوم میرن تو حجله. فردا رفقا ازش می‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! میگه:‌ اَووو! نخیر، كار یه شب و دو شب و یه نفر دو نفر نیست!!!

 

رشتیه میره خونه میبینه زنش با یك نره خری مشغولند. یارو تا رشتیه رو می بینه می زنه به چاك و با آخرین سرعتش می دوه در می ره. رشتیه هم تا اون ور مازندران فحش میده و دنبالش میكنه. آخر یارو می رسه لب یك پرتگاه، دیگه هیچ راه فراری نداشته، ‌رشتیه هم همین جور عصبانی داشته دنبالش میومده. مرده میگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتیه میگه: هیس! اول اون دمپایی های منو بده!!

 

رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند، زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه! دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره! رشتیه میگه: منم كه خوابم!!!

 

رشتیه و زنش تو خیابون راه میرفتن یه دفعه یه موتور سواره از كنارشون میگذره. رشتیه میگه: كاشكی منم یه موتور داشتم! موتور سواره میشنوه، میگه: دادش اگه میخوای بیا یه دور بزن. رشتیه خیلی حال می‌كنه، موتور یارو رو می‌گیره یك دور میزنه، بعد میاد می‌بینه مرده داره با زنش صحبت میكنه، ‌با خودش میگه: ‌خوبه تا اینا دارن با هم لاس میزنن من یه دور دیگه بزنم!!!

 

رشتیه شب از خواب پامیشه، پاهایی كه از لحاف اومده بیرون رو میشماره،‌ میبینه شیش تاس! هول میشه، پاهای خودش رو جمع میكنه،‌ دوباره میشمره،‌ بعد با خیال راحت میخوابه!!!

 

رشتیه و قزیونیه رو نصفه شب مست و خراب میگیرن میبرن منكرات. از قزوینیه میپرسن: پدرسگ تو چی‌كاره‌ای؟! میگه: من شاه قزوینم خوار همه تون رو هم میـ...ام! از رشتی میپرسن تو چی‌كاره‌ای؟! میگه: منم پادشاه رشتم، خوار همه تون رو هم میـ...ام! افسره می‌بینه این دوتا حالشون خیلی خرابه، اصلاً حالیشون نیست كجان، می‌گه جفتشون رو بندازن تو یك سلول تا فردا خوارشونو بـ...ان! صبح كه میشه مستی از سر جفتشون پریده بوده، اول قزوینیه رو میارن واسه بازجویی، افسره همون اول یكی می‌خوابونه زیر گوشش بهش می‌توپه: پدرسوخته! دیشب كه پادشاه بودی، حالا كی‌ هستی؟! قزوینیه میزنه زیر گریه، میگه: بالام جان من كارگرم، بدبختم، حالا دیشب یه غلطی كردیم شما ببخش مارو. بعد نوبت رشتیه میشه، افسره بهش می‌توپه: ‌خوب تو چی‌كاره‌ای؟! رشتیه میزنه زیرگریه، میگه: والله ما تا دیشب پادشاه رشت بودیم، ولی از دیشب تا حالا ملكه قزوینیم!!!

 

 

 

تركه و رشتیه تو جهنم هم دیگه رو میبینن. رشتیه به تركه میگه: تو چه جوری مردی؟ تركه میگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوری مردی؟ رشتیه میگه: ‌من از تعجب‌ مردم! تركه میگه:‌ یعنی چی؟ چطوری از تعجب مردی؟! رشتیه میگه: والله من رفتم خونه، دیدم خانم لخت خوابیده رو تخت، زیر تخت رونگاه كردم هیچكی نبود، تو كمد رو نگاه كردم،‌كسی نبود، تو حموم، تو انباری، ‌تو دستشویی، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولی هیچكی نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه میگه: خاك بر سرت! تو فریزر رو هم نگاه میكردی، نه تواز تعجب میمردی، نه من از سرما!!!

 

رشتیه میخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به یكی نشون می داده،میگه: این اتاق دخترمه، دراتاق رو باز میكنه میگه: این دخترمه، میبینه یكی هم رو دخترشه، میگه اینم دامادمه! بعد میگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز میكنه، میگه: این خانممه،... اینم منم!!!

 

رشتیه میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفته رو زنشه، میگه: ببخشید ‌آقا، شما؟‌ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله رو زنشه. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ رشتیه میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:32  توسط ali258  | 

اس ام اس تركي

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!

 

غضنفر ميره تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1 يه آخوند داشته صحبت ميكرده
كانال 2، 2 تا آخوند داشتن بحث ميكردن
كانال 3 يه برنامه داشته با عنوان سمينار روحانيون حوزه علميه
كانال چهار ميزنه ميبينه سمينار روحانيون شهر تهرانه 200-300 تا آخوند توشن
كانال 5 ميزنه ميبينه سمينار سراسري كشوري روحانيونه كه 20000-30000 نفر آخوند شركت كردن... يه دفعه غضنفر داد ميزنه:
آهاي سكينه هوي زود اون نفت و بيار لونشونو پيدا كردم........

 

غضنفر ميره تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه كانال يك قران داره كانال 2 قران داره .... كانال 5 هم قران داره....سيم تلويزيون رو از برق در مياره بوسش ميكنه ميزاره بالا تاقچه....

 

يه روز يه تركه ايي ميره راهپيمايي ميبينه شلوغه بر ميگرده !!!

 

يک روز يک ترکه می خواسته بره بهشت زهرا هر جا می ره گل پيدا نمی کنه کمپوت ميبره!!!!!!!!"

 

پارسال يه همچين موقعهايي 3 تا ترك ميرن قايمباشك بازي كنن، 2 تاشون تا حالا پيدا نشدند

 

 

 

 

يه روز تو يه جمع رسمي يه تركه ميگوزه، واسه اينكه 3 نشه داد ميزنه: گوزيه گوز...بدو حراجش كرديم

 

 

 

يه ترکه گوشش درد ميكرد، ميره دندونپزشكي، گير ميده به دكتر كه بايد گوش منو بكشي،دكتر ميگه بابام جان اولا" من دندونپزشكم، ثانيا" گوش رو كه نميكشن! ترکه  هي اصرار ميكنه تا دكتر عصباني ميشه گوش ترکه رو ميكنه! ترکه با گوش پانسمان شده ميرفته طرف خونه كه رفيقش اونو ميبينه و ميپرسه گوش ات چي شده! عربه ميگه بالام جان گوشم درد ميكرد رفتم كشيدمش... دوستش ميگه: قاسم جون.. همين كارا رو ميكني كه ميگن ترکا خرن! حداقل پر ميكرديش...

 

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

 

تركه و اصفهانيه و قزوينيه رو ميخواستن اعدام كنند. به اصفهانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ ميگه: با چوبه دار. ميان اعدامش كنن يه دفعه طناب دار پاره ميشه. قانون اعدام هم اين بوده كه اگه طناب پاره شه ديگه يارو بخشيده ميشده. خلاصه ولش مي كنند بره پي كارش. بعد ميرسن به قزوينيه. بهش ميگن تو رو با چي اعدام كنيم؟ ميگه با گيوتين. اينم تا ميان اعدام كنن يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. خلاصه قزوينيه هم بخشيده ميشه. نوبت تركه ميشه، ‌بهش ميگن: تو دوست داري چطوري اعدام شي؟ ميگه: والله طناب دارتون كه پاره ميشه، گيتينتون هم كه خرابه،‌ مارو تيربارون كنين!!!

 

لره سلموني داشته. يه روز ميخواسته بگوزه به شاگرد سلموني ميگه: برو بيرون نگاه كن اينطور كه بوش مياد مي خواد بارون بباره. پسره ميره بيرون، زود مياد ميگه نه آسمون صاف صافه. يارو نمي رسه كارشو بكنه. دوباره به شاگرده ميگه،‌هوا بدجوري گرفته، برو ببين بارون نمياد.

 

پسره دوباره ميره، زود مياد. لره بازم نميتونه كارشو بكنه. خلاصه بار سوم پسره رو ميفرسته و ايندفعه سريع ميگوزه و اَنشم باش مياد. پسره مياد تو ميگه: والله اوستا اينجوركه بوش مياد ميخواد از آسمون اَن بباره!!

 

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

 

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخواب

يه ترکه رفته بود تو يه رودخونه كم عمق و داشت ماهي ميگرفت و ميخووند:
من مرد ماهگيرم آب رسيده به زانوم!
يه نفر رد ميشد وقتي شعر طرف رو ميشنوه ميگه: يه كم برو جلوتر تا شعرت قافيه دار شه!!!!!!

 

به تركه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو
ميگه مامانتو

 

تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!!!!

 

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!

 

از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!!!

 

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!!!

 

تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش ميپرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم!!!

تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!

 

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!

 

به يه تركه ميگن: « برو يك روزنامة كيهان يا اطلاعات بخر » بعد ازيك ساعت ديدند تركه سر يك خر را گرفته و با خود مي آورد. با تعجب پرسيدند: تو رفتي كيهان بخري اين چيه؟
گفت:ـ راستش كيهان و اطلاعات نبود، منم « همشهري» خريدم.!!

به يك تركه گفتن : ـ تو كه اين همه كارت ارمغان بهزيستي ميخري اگه زد و توي صد سالگي ات صد ميليون تومن بردي، با اون پول چيكار مي كني؟
گفت: ميدم صد هزارتا توالت باهاش بسازن.
گفتن: اين همه توالت براي چي؟
گفت: براي اينكه همه بيان و برينن تو شانس من كه تو صد سالگي برنده شدم.!!!!

رفيق رشتيه داشته نصيحتش ميكرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو ..؟؟؟؟.. بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!

 

يه دكتر ترك به مريضش 2 جور قرص ميده ميگه: يكيشو يه ربع قبل از خواب ميخوري يكيشو يه ربع قبل از بيداري!!!!

 

باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم!!!

 

تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ميگه: ميخوام فاسد نشه!

 

ترکه میره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو میزنه، پا میشه داد میزنه: حیوون، مگه کوری، سوراخ به این گندگی، چرا میزنی بغلش؟

 

ترکه به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری

ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمیپریده میگفته :احترام به همنوع واجب است.

یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلاصه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟

ترکه سیاهپوش میآد اداره میگن چی شده؟ میگه بابام مرده. بهش می گن پس چرا صورتت زخمی شده؟ میگه آخه وقتی قبرش می کردم مقاومت می کرد!!!!!

ترکه ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:30  توسط ali258  | 

اس ام اس لري

يه روز يه لره با تهرانيه ازدواج ميکنه شب عروسي تهرانيا ميخونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباس لرا ميخونن گوني گوني پشکل غلامعلي خوشکل

 

♣♣ از لره مي‌پرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:‌آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر.

 

♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

 

لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در كونت!!!

 

يه روز دوتا لر سوار يه تاكسي ميشن. تاكسيه پژو بوده. بعد يكي از لرا به راننده ميگه: اقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم. راننده ميگه: خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار. لره هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميکنه هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه اي گيج اين نوار مال تريلي نه پژو

 

یك لر برای چند روز میره توی هتل یك روز میبینن توی دستشوئی داره یك نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یك چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) كه مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

 

لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

 

بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

 

لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ۲ سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

 

يه روز يه له ميميره 62تا فرشته ميان که يکي انکرومنکرو60تاي ديگه براي تفهيمه سوال اول شب بودند

 

قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو

 

لره هر روز زنگ يک کليسا رو مي زده و در مي رفته. آخر پدر روحاني شاکي ميشه، يک روز پشت در کمين مي کنه، تا طرف زنگ مي زنه، خرشو مي گيره و مي پرسه چيکار داري؟ يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟!

 

سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!

 

لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!

 

يك لر بعد از 10 دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه اره فقط آفتابه نداشت

 

دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند

 

 

لره گوزيد و مرد سر قبر او نوشتن : بادي وزيد و گلي پرپر شد

 

شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن

 

به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم

 

تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره

 

ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه

 

لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم

 

لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!

 

لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده

 

از لره ميپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چيه؟ لره جواب ميده ما به اينها ميگم چهار محال بختياري

 

به لره ميگن برادرت اج آى وى گرفته مي گه تا ديروز برادرم جى ال ايکس داشت!!!

 

بن لادن رو مي خواستن شكنجه كنن ، از ملت همه پرسي مي كنن تا سخت ترين شكنجه رو انتخاب كنن هر كي يه چيزي مي گه ، تا اينكه مي رسه به لره ، لره مي گه : يه ميله آهني رو داغ داغ كنين تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بكنين تو كونش ، ملت كف مي كنن ، مي گن بابا حالا چرا از طرف سردش بكنيم تو ، لره مي گه : تا هر كي خواست درش بياره دستش بسوزه نتونه !!!

 

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو

 

از یه لره می‌پرسند: كدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌كنند!

 

ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

 

لره تو مسجد سليمان مسجد مي سازه بالا در مسجد مي نويسه بزودي نماز صبح يک رکعت بدون وضو

 

 

يك بار يك زن لر به حمام ميرود و شير اب داغ را باز ميكند و داد ميزند سوختم و شوهرش كه ميخواست به او كمك كند به اتش نشاني تلفن ميزند

 

از لره مي پرسن خدا كجاست ؟ مي گه نمي دونم ولي هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه

 

يكي مي پرسن ميدوني شباهت خورشيد با لر چيه ؟ ميگه نه بهش ميگن هر دوشون از پشت كوه در ميان

 

يه روز يه لره از خواب مي پره دست وپاش مي شكنه

 

به لره ميگن: ساعت داري؟ ميگه: ساعت چيه مرد بايد خايه داشته باشه.

 

لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون!!. رفيقش ميپرسه: چي شده؟!! لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بيد!

 

لره يه بچه بي تربيت داشت . وسط مجلس يهو ميگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش كه ديگه شاكي شده بود يه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتي بگو 1 دارم هر موقع جيش داشتي بگو 2 دارم" خلاصه ، تو يه مجلس بچه انش گرفت و يادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون كه ان بيد ، چند بيد ؟ …!!!

 

لره داشته شير مي خورده می ميره می دونين چرا ؟.........گاوه می شينه روش.

 

لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome

 

يه روز يه له ميميره 62تا فرشته ميان که يکي انکرومنکرو60تاي ديگه براي تفهيمه سوال اول شب بودند

 

لره يه دوچرخه مي خره سوار ميشه مياد خونه بچه ي لره از دور باباشو ميبينه بعد ميره به مامانش ميگه : مامان مامان يه چيز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا ميزنه در نمياد

 

ترکه يه گوني پشگل مي خره, تا درشو باز مي کنه, يه لره از توش مي پره بيرون.ترکه بهش مي گه : تو ديگه کي هستي؟ لره مي گه : من اشانتيونش هستم!

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:28  توسط ali258  | 

اس ام هاي قزويني

قزوينيه داشته تو خونش ترتيب بچهه رو ميداده٬ بچهه هم حين عمل داشته باگلهاي قالي بازي ميكرده قزوينيه شاكي ميشه٬ميزنه توسر بچه ميگه:بالام جان٬دل به كار بده!

 

یه بچه تو قزوین گیر می‌افته، یه تاس بهش میدن و میگن: اگه 1 تا 5 بیاری ترتیبتو میدیم، میگه: اگه 6 بیارم چی؟ میگن: جایزه‌‌ات اینه كه یه بار دیگه باید تاس بنداری!

 

توی قزوین قیمت یك ساعت بازی بیلیارد 150 تومان است ولی قیمت یك ساعت تماشای بازی بیلیارد 3500 تومان!

 

یه قزوینیه یه ک..ن میذاره تو ویترین قیمت می ذاره 2 میلیون تومان .میگن چرا اینقدر گرون؟میگه ماله یه خانوم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده

 

قزوینیه . تو آینه یه نیگا به باسن خودش میکنه ....میگه .سالها دل طلب جام جم از ما میکرد ...وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ...

 

یه تهرانیه میره قزوین خونه دوستش . تا میاد زنگ خونه را بزنه .کار طرفو میسازنن!!!!!!!!!!!! باز تا میاد زنگ بزنه همین اتفاق میافته . چند بار این اتفاق میفته . عصبی میشه میاد از کوچه بیرون . میبینه اسم کوچه را نوشتن کوچه شهید دست غیب

 

آخرین فتوای مراجع اعلام شد: احتیاط واجب در این است كه مسافر در قزوین، نماز را بدون ركوع و سجده بخونه!

 

توی قزوین مسابقه كاریكاتور بوده، یه كاریكاتوریست تصویر باسن رو بدون سوراخ می‌كشه، قزوینیا به سه جرم توی دادگاه محاكمه‌اش می‌‌كنن:

1- توهین به مقدسات، 2- تشویش اذهان عمومی  3- نشر اكاذیب!

 

شجاع‌ترين مرد جهان كيست؟امام جمعه قزوين

 

قزوینیه می میره روحش به سمت سوراخ لایه ازن پرواز میكنه! .

 

می دونی قزوینیا چطوری شام می دن؟ صندلی میزارن منتها سفره را روی زمین پهن می کنند!!!

 

بچه خوشگله موبایل بسته بوده كمرش، قزوینیه میبینه، میگه: واااای! ببم جان براش اِف‌اِف هم گذاشتی؟!!

 

قزوینیه زن میگیره، شب عروسی برادره زنه بهش میگن: ببین آبجی! اگه این یه شب به تو گفت برگرد، بیا به داشت بگو تا دهنش رو سرویس كنم! زنه هم میگه باشه و میره سرِ خونه زندگیش. بعد از سه سال، یك روز زنه شاكی میاد پیش برادراش میگه: آقا داداش،‌ این بی‌غیرت دیشب به من گفت برگردم! یارو برادره خیلی شاكی میشه، قمه به دست میاد سراغ قزوینیه، میگه: مرتیكه بی ناموس! حالا به آبجی ما میگی برگرده؟! قزوینیه میگه: بالام‌جان یعنی ما بعد از سه سال حق نداریم بچه دار شیم؟!!!

 

سر در قزوین نوشته خوش آمدید!!! خروجی قزوین نوشته خوشتان آمد؟!!

 

قزوینیه میمیره، اون دنیا به علت 70 سال بچه‌بازی مستمر میندازنش قعر دوزخ، پیش اژدهای دو سر! یك مدت میگذره طبقه‌های دیگه جهنم هی صدای آه و اوه و داد و بیداد می‌شنیدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها میرن پیش رئیس جهنم میگن: این بیچاره گناه داره، بگذار از پیش این اژدها بیاریمش بیرون. اونم میگه باشه. همچین كه در سلول قزوینیه رو باز می‌كنن، اژدهای می‌زنه بیرون، حالا ندو كی بدو! فرشته‌ها بهش میگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داری در میری؟ اژدهای میگه: بابا این دهن منو سروریس كرده! الان دو ماهه گیر داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داری، پس اونی كی كانت كجاست؟!!

 

قزوينيه 7 جلد مثنوي مي نويسه اسمشو مي گذاره خسرو و فرهاد...

 

يه عارف قزوينـــي ميگه: تا اميد هست، آرزو نخواهم كرد

 

یه نفر رو کار یه زنه بود , یه دفعه شوهرش رسید یارو از پنجره پرید بیرون افتاد تو یه سطل آشغال بزرگ و کونش از سطل بیرون بود , یه قزوینی از اونجا رد میشد کون و دید رفت طرفش , یه دست بهش کشید و گفت: ببین این مردم چقدر اسراف میکنند این کون حالا حالاها کار میکنه

 

قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه: آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!

 

به قزوینه میگن یه خاطره خوش تعریف کن! میگه: منو یه بچه و یک کوچه بن بست!! میگن یک خاطره بد تعریف کن: میگه: منو بچگیو یه کوچه بن بست!

 

شعر و آهنگ عروسی در قزوین: " عزیزم بگو برمیگردی!!"

 

یارو تیمساره از تهران میره اردبیل سركشی، می‌بینه همه جای شهر مامورین نیروی انتظامی شلوارا رو كشیدن پایین و قنبل كردن! یارو خیلی عصبانی می‌شه، میره پیش رئیس اون حوزه میگه:‌ خاك بر سرتون! این چه افتضاحیه؟!‌ چرا همه سربازا تو شهر كون برهنه قنبل كردن؟! یارو میگه: یواش قربان! یك قزوینیه از زندان فرار كرده،‌ ما براش تله گذاشتیم!!!

 

قزوینیه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع می‌شن، میگن: حاج آقا، وصیتی نداری؟ قزوینیه با حال زار میگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصیت می‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونید...ازش پودر بچه درست كنید!!!

 

قزوينيه ميگن: چرا توي سمينار شركت نكرديد؟ ميگه: بابا، سمينار كيلو چند؟ يه كنفرانسي، كنگره‌اي، كنفدراسيوني، چيزي بود خبرم كنيد!

 

یه مدت مردم به روحانیت پشت میكنن،‌ قزوینیا همه میرن روحانی میشن!!!

 

میپرسه: سفیده؟ یارو میگه: بله. میگه: بالامجان کان است؟! یارو میگه: نه جانم، کان نیست! قزوینیه میپرسه: وسطش چاك داره؟! یارو میگه: آره. میگه:آهااا! فهمیدیم..بالام جان کان است؟! یارو میگه: باباجان من كه گفتم نه! کان نیست! قزوینیه میگه: سوراخ داره؟! یارو میگه: نه. قزوینیه میگه:اَاا... بالام جان این چه کانیه كه سوراخ نداره؟!!!

 

به قزوینیه میگن یه جمله عاشقانه بگو.... میگه: برگرد

 

قزوینی با پدرش از تو قبرستون رد مشدن .پدرش یه چیزی از رو زمین بر می داره بوس می کنه میزاره کنار ...پسره میگه نان بود ...؟؟؟..پدرش میگه ..نه ...استخون کان بود .............

 

جوایز بانک تجارت قزوین : 1. هفت پسر هفت ساله برای نفر سوم 2. 14 پسر 14 ساله برای نفر دوم 3. کلید طلایی مهد کودک برای نفر اول!!!

 

 

 

تو قزوین داشتن در مورد انتخابات مجلس گزازرش تهیه می کردن، یارو گزارشگره ازیه پیرمرده بازاری می پرسه:به نظر شما با صلاحیت ترین کاندید این دوره کیه؟ پیرمرده می گه :بالام جان این روزا هر الف بچه ای مدعیه که کان دیده ، ولی تا حالامثل حسین آقا آمپول زن کان ندیده!!!!

 

از قزوینیه می پرسن از کدوم بازیکن خوشت میاد ؟ میگه : از الیور کان!!!

 

به قزوینیه میگن یه آهنگی بخون که خیلی باهاش حال می کنی، می گه:کبوتر بچه کرد ، کاش بودی می دیدی!!!

 

قزوينيه يك كـون اساسي بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خيابون ميرفته كه يهو يك قزويني نااهل ديگه كـون رو ازش بلند ميكنه. قزوينيه خيلي شاكي ميشه، داد ميزنه: اي بي مروت.. اي بي دين و ايمون.. آخه اون كـوني كه تو ميكني حلاله؟!!

 

یک قزوینی انگشتش میشکنه. سکته میزنه و میمیره!

 

محبوبترينهاي قزوين: 1)محبوبترين خواننده: حامدحاکان 2)محبوبترين مکان:دُکان 3)محبوبترين ماشين: پيکان 4)محبوبترين فوتبالست: اّليور کان 5)محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6)محبوبترين شهر: اردکان 7)محبوبترين حيوان: پليکان

 

تو ماه رمضون قزوینیه یه بچه خوشگل گذاشته بوده جلو دوچرخش داشته خوش و خندان میرفته. رفیقش بهش میگه: اصغر! بالام جان بیخیال، ماه رمضونه! قزوینیه میگه: خودم میدونم بالام جان! منم اینو برا افطار میبرم!!!

 

بچه قزوینیه صبح پامیشه به باباش میگه : بابایی، بابایی! مامان دیشب جایی میخواست بره؟ قزوینیه میگه: نه بابا‌جان. بچهه میگه: پس چرا هی بهش میگفتی برگردعزیزم، برگرد عزیزم!!

 

روی دروازه قزوین نوشتن: پشت‌گرمی شما مایه دلگرمی ماست!!

 

قزوینیه شب اول عروسی با خانومش میره تو حجله بعد میگه حرفای عاشقانه بزن زنش میگه تو شروع کن قزوینیه میگه باشه داداشت خوبه؟

 

قزوینیه میره مسجد وقتی می رن رکوع سکته می کنه

 

به دستور شهرداری قزوین در راستای زیبا سازی شهر از این به بعد زنگ منازل روی زمین نصب می شود

 

قزوینیه بدجوری حشری شده بوده، میره وامیسته سركوچشون،‌ اولین بچه ای كه داشته رد میشده رو میكشه كنار، ‌شروع میكنه به كار خیر. بچه هم شروع می كنه به گریه و جیغ و داد. قزوینیه با خودش میگه: بگذار یكم باهاش حرف بزنیم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر می گرده به بچهه میگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه می شینید؟ بچه همینجور كه داشته گریه می كرده،‌ میگه: ...اِهه! ‌ تو همین كوچه ...اِهه!. . قزوینیه میگه:‌ بالام جان،‌ پلاك خونتون چنده؟ میگه: اِهه ..اِهه..پونزده.. قزوینیه میگه: اِ؟ بالام جان، كدوم طبقه؟ بچهه میگه: ..اِهه.. طبقه سوم. قزوینیه با تعجب میگه: اصغر؟ بابا تویی؟!! چرا مدرسه نرفتی؟!!!

 

 

 

قزوینیه خیلی بچه باز بوده، فك و فامیل میگن زنش بدیم بلكن درست شه. خلاصه براش یك زنه خوشگل می گیرند. شب اول كه میره با خانوم تو حجله، وقتی لباساشون رو در میارند، ‌یهو قزوینیه همین جور خشكش می زنه. زنه می پرسه: چی شده؟ حالت خوبه؟ قزوینیه سرشو تكون میده، میگه: بالام جان! این ...ونی كه تو داری، داداشت دیگه چه ...ونی باید داشته باشه!!

 

یارو میره قزوین و بر میگرده. ازش می پرسند: چی شد، بلایی سرت نیومد؟ كاریت نكردن؟ میگه: نه بابا خیلی هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستیم عرق خوردیم و خلاصه خیلی هم حال داد. بهش میگن: بابا خوب فكر كن ببین كاری باهات نكردن؟ یارو دوباره میگه: نه والله، هیچی نشد، من كه چیزی یادم نمیاد... آهان! فقط یك چیزیو من آخر نفهمیدم، من همیشه وقتی عرق میخوردم فردا صبحش سرم درد می‌گرفت، این دفعه نمیدونم چرا فرداش کونم درد میکرد !!!!

 

قزوینیه به دوست دخترش می گه:حالا که هیچ کس خونتون نیست بیام پیشت؟دختره می گه:بیا ولی نمی تونی کاری کنی !می گه:مشکل داری؟می گه نه:اسهال دارم

 

به قزوینیه می گن:چه روزی رو از همه بیشتر دوست داری؟می گه:روزی که دنیا کون فیکون می شه

 

قزوینیه با زنش قهر می کنه شب زنه پشتشو می کنه بهش می خوابه قزوینیه می گه: چه کنم که بد چیزی رو واسه اشتی واسته کردی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:25  توسط ali258  |